احمد بن محمد حسينى اردكانى

441

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

را ملاقات نمىكرد مگر اندكى . و فائدهء ثقبهء عنبيّه آن است كه مانع وصول محسوس به رطوبت جليديّه نگردد و سوراخ نبودن قرنيّه براى آن است كه سفيد و صاف و رقيق است و مانع از نفوذ شبح نمىگردد . و جوابش : آن است كه اين حجّت برهانى نيست ، زيرا كه مىتواند بود كه براى خلقت عين بر اين طبقات و رطوبات فوائد ديگر بوده باشد سواى انطباع . دليل ششم : آن است كه ممرورين گاهى صور مخصوصه متمايزه مىبينند كه در خارج وجود ندارد . و ناچار بايد كه براى آنها وجودى باشد ، زيرا كه متمايز و متعيّن‌اند ، پس موجود در بصر يا در جزئى از اجزاء آن خواهند بود . و چون در اين مقام ثابت شد كه به انطباع است بايد كه در همهء مواضع به انطباع باشد . و جوابش : آن است كه وجود انطباع در اين نوع از إبصار دلالت نمىكند كه بايد مطلق إبصار به انطباع باشد . [ 385 ] و فاضل علّامه گفته است كه حق آن است كه اين دليلى است قوى بر ابطال مذهب شعاع و مذهب كسانى كه مىگويند كه رؤيت تعلّق به امور خارجيّه مىگيرد ، امّا مضرّ به مذهب ما نيست ، بلكه مؤكّد آن است . دليل هفتم : آن است كه شبح مرئى در خيال باقى مىماند حتّى آنكه هر وقت كه خواهيم آن را تخيّل نماييم ميسّر مىگردد ، و هرگاه قوّهء خياليّه اخذ شبح متخيّل نمايد قوّهء باصره نيز مىكند . و دفعش : آن است كه اين مجرّد تمثيل است بدون جامع ، بلكه مشتمل است بر فارق ، زيرا كه در صور خياليّه چون صورتى در خارج نيست ، ناچار بايد كه وجود صورت را در خيال اثبات نمود . و امّا در مبصر چون صورت در خارج موجود است [ محتاج ] به اثبات صورتى ديگر در باصره نمىباشيم ، بلكه مىتوانيم گفت كه ابصار حالت اضافيّه است در ميان رائى و مرئى . و كسانى كه انطباع را انكار نموده‌اند به چند حجّت متمسّك شده‌اند : [ حجّت ] اوّل : آن است كه جالينوس ذكر كرده است ، و معوّل عليه آن قوم همين حجّت است . و تقريرش اين است كه هيچ شكلى در جسم منطبع نمىتواند شد مگر آن